اس ام اس فلسفی خیلی جدید شهریور ۹۰

دنیا کوچکتر از آن است
که گم شده ای را در آن یافته باشی
هیچ کس اینجا گم نمی شود
آدم ها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی درمه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف
آنچه به جا می ماند
رد پائی است
و خاطره ای که هر از گاه پس میزند
مثل نسیم سحر
پرده های اتاقت را
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کتاب عاشقی را آرام باز می کنم
و ورق می زنم صفحات دلدادگی را ،
داستان خسرو و شیرین . . .
افسانه ی لیلی و مجنون
روایت ویس و رامین ،
قصه ی فرهاد و منیژه ،
وامق و عذرا ، . . .
باز هم ورقی دیگر ،
و برگی دیگر ،
و کهن عشقی دیگر . . .
تو گویی لابلای هر برگ ،
با ظرافتی خاص . . .
دلی پیچیده شده ،
و چشمی نگران . . .
هنوز بر لب جاده عاشقی
به انتظار نشسته ،
یار را می جوید . . .
. . .
باز هم ورقی دیگر ،
و برگی دیگر ،
و کهن عشقی دیگر . . .
تو گویی لابلای هر برگ ،
با ظرافتی خاص . . .
دلی پیچیده شده ،
و چشمی نگران . . .
هنوز بر لب جاده عاشقی
به انتظار نشسته ،
یار را می جوید . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نشانی تو فقط
بغض همه ی سنگ ها و
یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬
و سرخی نشکفته یک خاک٬
پریدن اولین سهره ی بیدار٬
و دستخطی ساده٬ پریده رنگ
از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید.
…
نشانی تو...
راستی نشانی تو کجاست؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت
که بر می گردم
و بی خیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه
چنان به خود می فشارمت
که هفتاد و هفت سال تمام
باران ببارد و گندم درو کنیم..!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت ،
دلتنگی ام را به باد می سپارد . . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــــ….ــــد !
بــعـضی از عـهـدهــا را
روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم …
.. حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد …
شـکـسـتَنـشـان
یـک آدم را مـی شـکند !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیا قرار بگذاریم که . . .
هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم !
بگذار همیشه اتفاق بیافتد !
…
این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم !
منتظر ِ یک اتفاق که ” تــــو ” را به ” مـن ” برساند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خسته ام
از هر روز گلایه و گریه
خسته ام
از هر روز بودن و مردن
خسته ام
از هر روز شکستن و بستن
خسته ام
می فهمی؟
از اینکه می خواهم و نیست
از اینکه هست و نمی خواهم
می داند میمیرم
میدانم مرده است!
خسته ام…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من اگر راستش را بخواهی!
نمی دانم که از عاقبت این همه ترانه و نامه بی جواب!
می ترسم یا نه؟!
فقط می دانم که…..محتاجم!
محتاج سکوت ستاره!
محتاج لطافت صبح!
محتاج صبر خدا!
من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان
چشم هایشان
دست هایشان
مهربان است ..که دلت میخواهد
یکبار در حقشان بدی کنی و نامهربانی
و ببینی نگاهشان،چشم هایشان،دست هایشان
وقتی نامهربان میشود چگونه است
در نهایت حیرت تو
میبنی
مهربان تر میشوند انگار
بدیت را با خوبی
نامهربانی ات را با مهربانی
پاسخ میدهند
چقدر دلم تنگ است برای دیدن چنین ادم مهربانی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در خلوت کوچه هایم
باد می آید
اینجا من هستم ؛
دلم تنگ نیست….
تنها منتظر بارانم
تا قطره هایش بهانه ایی باشند
برای نم ناک بودن لحظه هایم
و اثباتی
بر بی گناهی چشمانم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ماه که بالا می آید
تو نوشته می شوی،
با تمامِ بودنت :
که پیشانی ات ماه بود
چشم هایت، خورشید
خنده هایت، چکاوک نارنج زار.
ماه که می رود آفتاب شود
باد میآید
کاغذهایم را … تو را با خود می برد.
می شود ماه را با دست هایت نگه داری،
غروب نکند؟
می خواهم درها و پنجــره ها را چفت کنم
و تــو را
برای همیشــه بنویسم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
اینقدر دورم ز تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم
هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غربت خودم را احساس می کنم
غربتی در این دنیای غریب
شکوه شکفتن در من پژمرده
هیجان صدا در من شکسته
بغض در گلوگاه دقایقم خفه شده
و اشک ها یکی پس از دیگری بر گونه آرزوهایم می چکد
آری ، آغاز دوباره زیست و هزاران بار مردن یعنی این
یعنی پا نهادن در جاده بی انتهای هیچ
یعنی گم شدن در پستویی از تنهایی
یعنی در گور گناهانت خشکیدن
یعنی انگشتانت را در چرخ شعرهایت له کردن
من فرق سپیده و شامگاه را نمی دانم
برای من همیشه همه چیز سیاه است
و شاید در اوج شادی هایم خاکستری رنگ شود
چهره هیچ کس را به یاد نمی آورم
کسی برایم به یاد ماندنی نیست
پرواز برایم ممکن نیست چرا که نه فرشته ام ٬ نه پرنده
من انسانم ، انسانی از جنس خاک
(منبع مطلب :: http://www.onlysms.ir )
(منبع مطلب :: http://www.onlysms.ir )
برچسب ها : اس ام اس 90, اس ام اس امروز, اس ام اس امید دادن, اس ام اس امیدواری, اس ام اس باحال, اس ام اس برای دوست, اس ام اس برای همه, اس ام اس تازه, اس ام اس توصیه، اس ام اس شهریور ماه 90, اس ام اس خیلی جدید, اس ام اس خیلی زیبا, اس ام اس خیلی قشنگ, اس ام اس دسته اول, اس ام اس دلتنگی, اس ام اس زیبا, اس ام اس شکست, اس ام اس عاشقانه 12 شهریور 90, اس ام اس فلسفی sharivar ماه 90, اس ام اس فلسفی جدید 90, اس ام اس فلسفی جدید و زیبا, اس ام اس فلسفی و جملات قصار
برچسب ها :
اس ام اس فلسفی خیلی جدید شهریور ۹۰
اس ام اس 90
اس ام اس امروز
اس ام اس امید دادن
اس ام اس امیدواری
اس ام اس باحال
اس ام اس برای دوست
اس ام اس برای همه
اس ام اس تازه
اس ام اس توصیه
اس ام اس شهریور ماه 90
اس ام اس خیلی جدید
اس ام اس خیلی زیبا
اس ام اس خیلی قشنگ
اس ام اس دسته اول
اس ام اس دلتنگی
اس ام اس زیبا
اس ام اس شکست
اس ام اس عاشقانه 12 شهریور 90
اس ام اس فلسفی sharivar ماه 90
اس ام اس فلسفی جدید 90
اس ام اس فلسفی جدید و زیبا
اس ام اس فلسفی و جملات قصار
موضوع :
اس ام اس های فلسفی,
نوشته شده در تاریخ 13 شهريور 1390 و در ساعت : 11:13 - نویسنده : ramsarmusic |
چت روم سایت